
به همراه عزیزان استادان جواد بختیاری،جمشید یاری شیرمرد و خلیل فریدی برای شرکت در جشنواره رسول آسمانی به دیارم شهر تکاب درحال عزیمت بودیم در طی این مسیر نسبتا طولانی مطالب مختلفی مطرح گردید که از ذکر آن در این مجال کوتاه عاجزم .
در بخشی از مسیر که استاد منوچهر صحرايی به ما ملحق شدند مطالبی در خصوص علم وهنر در حوزه این شهر مطرح گردید که قابل تأمل است. ایشان در مقام مقایسه اشاره کردند که شهری بزرگتر از شهر تکاب در این نزدیکی ،مثلا در هنر خوشنویسی فقط یک ممتاز خوشنویس دارد ولی روستایی به نام دورباش در حومه تکاب فقط هشت ممتاز خوشنویسی دارد و به همین نسبت مقایسه کنید که چه تفاوتی در مناطق ایران وجود دارد و زمانی نیز از استاد غلامحسین امیر خانی شنیدم که فرمودند این شهر را باید دارالخوشنویسان نامگذاری کنید.
در جشنواره رسول آسمانی نیز از سخنان گهربار استاد بزرگوار جواد بختیاری ، هنرشناس بلند پایه کشور، شنیدم که گفتند اگر قرار است شهری به نام پایتخت خوشنویسی انتخاب شود آن شهر انصافا به جز از شهر تکاب نمی باشد .
اجازه بدهید از یک منظر دیگر به این شهر نگاهی بیاندازیم ، اگر در صبحگاهان و شامگاهان در کوهپایه های تخت سلیمانِ اهورایی حضوری داشته باشید ، تلالو و درخشش طلایی معادن آن مسحورتان خواهد کرد، معادن مختلف بخصوص طلا از نعمات سرشاریست که خداوند تبارک و تعالی بر این منطقه و مردم ارزانی نموده است.و اما
سوال این است ، آیا این حق بر مردم ما روا نیست ؟ آیا مردم متوجه نمی شوند که میلیاردها تومان طلا در طی ماه از این منطقه استحصال میشود و اگر نه
چرا این شهر همواره در فقر مادی بسر میبرد؟
ظریفی میگفت شهر ارباب نشین! لفظ درستی به کار می برد اما این مردم ارباب مادی نیستند . ارباب ادب هستند، وقتی با بزرگ و کوچک یا فقیر و غنی آنها بنشینی ادب و متانت آنها لبانت را به هم می دوزد. نجابت و منش آنها قوه حرکت را ازتو می گیرد. آنها سلاطین اخلاق هستند. ولی این نجابت بلای جان آنها نیز هست.
چه کسانی بر معادن ما مسلط هستند؟
بیداران مردم ما جه کسانی هستند؟
داد این مردم کجا فریاد زده میشود؟
در خروجی این شهرستان فیلتری قرار دهید ببینید روزانه چند نفر جوان با ساکی کوچک برای پیدا کردن شغلی مناسب از این دروازه طلایی خارج و آواره شهرهای دیگر میشوند.
در سیاه مشقهای خوشنویسی سیاه مشقی هست که همه خوشنویسان آن را تمرین کرده اند که ، ادب آداب دارد.
آری ادب آداب دارد. و اما آداب ادب این نیست که تو ساکت بنشینی، لب ببندی، زمزمه نکنی. ادب اینست که تو هم بوقت سکوت، ساکت باشی و هم به وقت فریاد ؟ کسانی که بر امور منطقه مسلط هستند خود را هشیارتر از من و تو می دانند، بر ریش ما میخندند منطقه را به نام ما و به کام دیگران کرده اند. از این برکت بزرگ چه سهمی در سفره مردم فقیر این منطقه دیده شده ؟ از سیمای شهر پاییز زده ، و از چهره رنگ پریده جوانک ، میشود فهمید که هیچ و هیچ . اینها دستشان را یکبار دیگر زیر دستهای کاسه شده قبلی کاسه کرده اند تا تو لذت این نعمت بزرگ را نفهمی.
اینقدر این رفتارها را ادامه خواهند داد که هرکسی که میفهمد واز فهمش در عذاب است از این شهر فرار کند و مصداق این اتفاق، تغییر هویتی این شهر است که شاهد هستید.
من تقاضا دارم به جهت ارتقاع علمی و هنری منطقه ، که در بنیاد خانواده ها نقش بسزا ایفا میکند، با الهام از سخنان گرانمایگان، استاد امیرخانی و استاد بختیاری ، حداقل سازوکاری فراهم شود که از این اتفاق میمون بهره برداری مناسب صورت گیرد. و ما ( مجموعه فرهنگی و هنری سیمین خط ) آمادگی خود را به جهت انجام پروژه تحقیقی موزه ملی خوشنویسی ایران در آن شهرستان اعلام داشته و اعتقاد داریم با ایجاد این موزه که میتواند ، با حمایت مسؤلین عزیز تکاب و مساعدت معدن طلای تکاب ، به سامان برسد ، در جذب هنرمندان مشتاق سراسر کشور و نیز توریست ، در کنار تخت سلیمان ، به ارتقای علمی و مادی این شهرستان کمک شایان توجهی نماید.در انتظار توجه مسؤلین عزیز تکاب هستیم.
هر آنکه جانب اهل وفا نگهدارد خداش در همه حال از بلا نگهدارد
دوستتان دارم.
|